bookmark

معنای گاودم

گاودم

به ضم رابع و سكون ميم به معنى نفير باشد كه برادر كوچك كرناست و بعضى گويند كرنا است كه به عربى بوق خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص774)
sourceLink

ناى رومى،كه بصورت دم گاو سازند،و در وقت جنگ نوازند،و نفير نيز گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1093)
sourceLink

- بوق كوچك باشد يا ناى روئين كه بر صورت دم گاو ساخته باشند و در وقت جنگ زنند و به نفير مشهورست كذا فى التحفه. و در ادات الفضلاء چيزيست كه دو وقت بر در پادشاهان زنند و در روز جنگ زنند و بعربى آن را بوق گويند [2]. مثالش شهنامه فرمايد *: بيت سفيده چو زد ناى روئينه خم خروش آمد و نالۀ گاودم
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1216)
sourceLink

بوق كوچك است بر مثال«دم گاو»و«ناى رويين»نيز گويند.فردوسى گفت: بيت سپيده بزد ناى رويينه خم خروش آمد از نالۀ«گاو دم»
(
صحاح الفرس
, ص225)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]نفير و كرنا و بوق.و فراز و نشيب.و هر چيز كه يك سر آن كلفت و سر ديگرش باريك باشد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2881)
sourceLink

(صفت مرکب ، اسم مرکب) آنچه به شكل دُمِ گاو باشد. ¦¦نفير. نوعى ساز. كرنا كه در جنگ نوازند. ¦¦پرچم كه دم گاو خطايى بر آن مىآويختهاند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2396)
sourceLink

بوق؛كرناى نيز گويند.خاقانى گويد : شاهى كه دهد دمدمه كرناى فتوحش#گوش كر پيران فلك را شنوائى
(
فرهنگ قواس
, ص175)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.